تدوین الگوی بومی حکمرانی هوش مصنوعی برای ایران؛ راهکارهای راهبردی برای آینده فناورانه کشور
پژوهش کاربردی با عنوان «تحلیل تطبیقی سیاستهای توسعه هوش مصنوعی در کشورهای پیشرو و تدوین راهبردهای بومی برای ایران» در پژوهشکده مطالعات فناوریهای نوین سازمان پژوهشهای علمی و صنعتی ایران به انجام رسید.
به گزارش روابط عمومی، در راستای ضرورت تبیین نقشه راه توسعه فناوریهای نوظهور، پژوهش کاربردی با عنوان «تحلیل تطبیقی سیاستهای توسعه هوش مصنوعی در کشورهای پیشرو و تدوین راهبردهای بومی برای ایران» در پژوهشکده مطالعات فناوریهای نوین سازمان پژوهشهای علمی و صنعتی ایران به انجام رسید.
این طرح پژوهشی که توسط دکتر ندا شفیعی هدایت شده است، با هدف طراحی چارچوبی بومی، عملیاتی و متناسب با ظرفیتها و نیازهای اختصاصی جمهوری اسلامی ایران در حوزه حکمرانی و توسعه هوش مصنوعی تدوین شده است.
ضرورت حکمرانی در عصر هوش مصنوعی
هوش مصنوعی در سالهای اخیر به عنوان یکی از کلیدیترین پیشرانهای تحول اقتصادی، نوآوریهای صنعتی و حکمرانی دادهمحور در سطح جهانی شناخته میشود. با توجه به بازآرایی نظامهای تنظیمگری در کشورهای پیشرو، این پژوهش تأکید میکند که بهرهگیری مؤثر از این فناوری، نیازمند طراحی سیاستها و سازوکارهای اختصاصی است که با شرایط نهادی، اقتصادی و اجتماعی ایران همخوانی داشته باشد.
متدولوژی و رویکرد پژوهش
این طرح با بهرهگیری از رویکردی کیفی، تطبیقی و کاربردی، در دو گام اساسی اجرا شده است: ۱. مطالعه تطبیقی: بررسی و تحلیل سیاستها و تجربیات کشورهای منتخب شامل ایالات متحده آمریکا، چین، کره جنوبی، هند، ترکیه، روسیه، امارات متحده عربی و عربستان سعودی. ۲. تحلیل خبرگی: احصای دیدگاههای صاحبنظران حوزههای هوش مصنوعی، سیاستگذاری فناوری، حکمرانی داده، تنظیمگری، امنیت و پیامدهای اجتماعی از طریق مصاحبههای تخصصی.
یافتهها: ضرورتِ بومیسازیِ انتقادی
یافتههای این پژوهش نشان میدهد که اگرچه تجربیات جهانی حاوی درسهای ارزشمندی هستند، اما امکان انتقال مستقیم و کپیبرداری از آنها به شرایط ایران وجود ندارد. مدلسازی برای کشور باید با رویکردی «گزینشی و انتقادی» انجام شود تا ضمن استفاده از دانش جهانی، مقتضیات و ظرفیتهای بومی ایران مدنظر قرار گیرد.
شش محور راهبردی برای توسعه هوش مصنوعی در ایران
این پژوهش بر اساس تحلیلهای خود، شش محور کلیدی را برای نقشه راه هوش مصنوعی کشور پیشنهاد کرده است: • گذار از آگاهی فناورانه به اجماع سیاستی: ایجاد یکپارچگی در دیدگاههای کلان. • معماری حکمرانی: کاهش شکاف میان متن سیاستگذاری و مرحله اجرا. • حکمرانی داده: تمرکز بر توسعه زیرساختهای قابل اعتماد. • تنظیمگری ریسکمحور: حفاظت از حقوق شهروندی در عین گسترش فناوری. • توسعه سرمایه انسانی: ارتقای ظرفیتها و مهارتهای سیاستی. • توسعه مسئلهمحور: بازارسازی هوشمند با هدف حل چالشهای واقعی کشور.
مدل پیشنهادی: حکمرانی اعتمادمحور
برآیند این پژوهش، ارائه مدلی تحت عنوان «حکمرانی بومی، مرحلهای و اعتمادمحور هوش مصنوعی در ایران» است. این مدل بر ایجاد توازن میان تقسیم کار نهادی، توسعه زیرساختهای داده، تنظیمگری متناسب با سطح ریسک، نگهداشت سرمایه انسانی و جلب اعتماد عمومی تأکید دارد.
نتیجهگیری نهایی این پژوهش تصریح میکند که موفقیت در حوزه هوش مصنوعی تنها به دسترسی به دانش فنی وابسته نیست؛ بلکه کیفیت سیاستگذاری، هماهنگیهای نهادی و توانایی تبدیل ظرفیتهای فناورانه به راهحلهای ملموس برای رفع مسائل کشور، تعیینکننده مسیر پیشرو خواهد بود.